کورش عزيزمکورش عزيزم، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره
پيوند مامان و باباپيوند مامان و بابا، تا این لحظه: 26 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

کورش عزیز مامان و بابا

چکاپ 1 سالگی

سلام پسر نازم امروز وقتی دم در خونه آماده بودی من امدم ساک و کیفمو بردارم یکهو زمین خوردی و متاسفانه دندون جلوت لب پر شد. من خیلی ناراحت شدم. پسرم من همش مواظب تو هستم و یک لحظه این اتفاق افتاد آخه خیلی شیطون شدی. مامانی فدات بشه خیلی غصه خوردم. چکاپ: وزن: 10.4 کیلو گرم قد: 80 سانت دور سر: 48 سانت خدا رو شکر همه موارد خوبه و قدت عالیه. ...
28 آذر 1391

برف بازی کورش

  سلام عزیزکم اولین برف زمستانی در تهران که هفته آخر پاییز آمد همه جا را سفید پوش کرد. البته در منطقه ما چون نزدیک کوه هستیم خیلی بیشتر بود. از برف خیلی خوشت امده. تا میگم برف میاد به سمت پنجره نگاه می کنی. امروز با بابایی جلوی برج برف بازی رفته بودی. منم چند تا عکس ازت گرفتم. قربون اون قیافه خوشگلت عکس ها در ادامه مطلب ...
28 آذر 1391

جشن تولد یک سالگی کورش

سلام گل باغ زندگیم جشن تولد کورش پنج شنبه 23 آذر از ساعت 7 تا 11 برگزار شد. بابایی حدود 50 تا بادکنک برای تزیین تولدت باد کرد.پسرکم شب تولدت 30 تا مهمان داشتیم که عمه ها و عمو و خاله و دایی بودند.نی نی های مهمونی صبا جون و درسا جون بودند. جای خاله معصومه و دایی محمد که آمریکا هستندخیلی خیلی خالی بود و مامان بزرگ که روز قبل از مهمانی مجبور شد به سفر برود. موقع بریدن کیک تا چاقو را آوردیم تو حمله کردی که چاقو را بگیری بخاطر همین کیک بریدن با تو نداشتیم.در ضمن مامان کلاه تولد را یادش رفته بود بیاره سرت بذاره اشکال نداره باهاش بعدا عکس می گیریم.فوت کردن شمع کیکت خیلی خوشگله چون بجای اینکه هوا رو از دهنت بدی بیرون از بینیت می دی...
25 آذر 1391

مامانی ناراحته

کوچولوی خوشگل چرا بعضی وقتا مامانی رو ذله می کنی. آخه مگه می شه بدونه پوشک و لباس باشی. وقتی می خوام عوضت کنم یا لباست را عوض کنم انقدر مقاومت می کنی جیغ می زنی می چرخی که خدا می دونه و من تمای کلک های روانشناسی و غیره را پیاده می کنم تا لباساتو عوض کنم. ...
23 آذر 1391

راه افتادن کورش

امروز یهو بدون مشوقی شروع به راه رفتن کردی. قبل از این چند قدم بر می داشتی ولی همیشه با کلی تشویق و معمولا بین دو نفر تمرین می کردی و آخرین قدم ها هم خودتو می انداختی ولی امروز خودت دنبال من امدی تو اتاق کلی ذوق کردم. ...
20 آذر 1391

مفهوم دست زدن

عزیزم امروز بهت می گم به کنترل دست می زنی تلویزیون ثصویرش خراب می شه (منظورم برفکیه) بعد تو شروع می کنی به دست زدن. الهی قربون عقل کوچیکت برم. آخه این دست زدن با اون دست زدن فرق داره. ...
20 آذر 1391