کورش عزيزمکورش عزيزم، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
پيوند مامان و باباپيوند مامان و بابا، تا این لحظه: 26 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

کورش عزیز مامان و بابا

پسرک کنجکاو

گل پسر مامان دیشب خونه مامان بزرگ بودیم البته از اونجاییکه ما خونه هامون توی یک طبقه هست در روز چند بار رفت وآمد می کنیم. چون شما با انگشتهای کوچیکتون نوارهای مبل مامان بزرگ را می کنید ایشون رومبلی های چندین سال پیش را آورده و روی مبل ها کشیده. حالا شما زیر این پیراهن مبل ها به جستجو می پردازید و هر چی باشه می آری بیرون مثلا بیس تلفن را اون زیر قایم کردن که بازی باهاش نکنی و شما پیدا کردید. و این داستان ادامه دارد... تصاویری در حال کنجکاوی در ادامه مطلب. گل پسر مامان دیشب خونه مامان بزرگ بودیم. چون شما با انگشتهای کوچیکتون نوارهای مبل مامان بزرگ را می کنید ایشون رومبلی های چندین سال پیش را آورده و روی مبل ها کشیده. حالا شما ز...
8 دی 1391

قلاب بافی برای آناهیتا

من شال و کلاه و تل برای آناهیتا بافتم و بابای آنا براش میبره. فکر کنم تا چند روز دیگه بدستش برسه. امیدوارم آنا جونم دوست داشته باشه. اما چگونه بافته شدند هم خیلی مهمه که به صورت تصویری در ادامه مطلب مشاهده کنید. ...
4 دی 1391

شب یلدا

سلام گل عزیزم دیشب شب یلدا بود و ما هم می خواستیم خونه مامان بزرگ بریم و هم خونه عمه اشرف که برای بعد از شام دعوتمون کرده بود. بنابراین برنامه ریزی کردیم که قبل از شام وشام خونه مامان بزرگ و بعد از شام هم خونه عمه اشرف بریم.من کیک شکلاتی درست کرده بودم و برای شام یوفگا و هات چیپس و  مامان بزرگ دلمه برگ درست کرده بود. خیلی خوش گذشت. تو هم کلی نانای کردی. جای خاله معصومه برای گرفتن فال حافظ خالی بود. کلی یادش کردیم. بعد خونه عمه اشرف رفتیم که فهمیدیم تولد آقای موسوی مصادف با شب یلدا و براش تولد گرفتن. اونجا هم خیلی خوش گذشت. شب ساعت 2 به خونه رسیدیم و من نتونستم برات بنویسم. پسرم یلدات مبارک.   ...
1 دی 1391

واکسن یک سالگی

سلام عزیزم امروز واکسن یکسالگیت(MMR) را زدیم. اون لحظه که آستینتو بالا زدیم و خانم با واکسن به سمتت امد شروع به گریه کردی ولی زود آروم شدی و توی ماشین نانای هم کردی. کاش ما آدم بزرگ ها هم مثل این کوچولوها بودیم و دردها و غمهامون زود به شادی تبدیل می شد. ...
29 آذر 1391

چکاپ 1 سالگی

سلام پسر نازم امروز وقتی دم در خونه آماده بودی من امدم ساک و کیفمو بردارم یکهو زمین خوردی و متاسفانه دندون جلوت لب پر شد. من خیلی ناراحت شدم. پسرم من همش مواظب تو هستم و یک لحظه این اتفاق افتاد آخه خیلی شیطون شدی. مامانی فدات بشه خیلی غصه خوردم. چکاپ: وزن: 10.4 کیلو گرم قد: 80 سانت دور سر: 48 سانت خدا رو شکر همه موارد خوبه و قدت عالیه. ...
28 آذر 1391

برف بازی کورش

  سلام عزیزکم اولین برف زمستانی در تهران که هفته آخر پاییز آمد همه جا را سفید پوش کرد. البته در منطقه ما چون نزدیک کوه هستیم خیلی بیشتر بود. از برف خیلی خوشت امده. تا میگم برف میاد به سمت پنجره نگاه می کنی. امروز با بابایی جلوی برج برف بازی رفته بودی. منم چند تا عکس ازت گرفتم. قربون اون قیافه خوشگلت عکس ها در ادامه مطلب ...
28 آذر 1391